دیشب با خونمون دعوام شد گفتم من ""سگم"" )دقت کنید سگ( اگر دوباره بیام تو این خونه و از خونه زدم بیرون ^___^
بعد چند ساعت مامانم زنگ زد
مامانم : رضا مادر پاشو بیا خونه من : اوممم نمیخواهم , نمی آیم!!
مامانم : خرس گنده پاشو بیا خونه دیگه برا من ناز نکن
من : اوممم چشم
خلاصه رفتم خونه و رفتم برم تو اتاقم دیدم عکسم رو زدن رو در اتاقم و زیرش نوشتن محل نگهداری سگ خونه @@ دی :
عصبی شدم پریدم تو پذیرایی گفتم این کار کیههههه؟؟؟
مامانم برگشته به بابام میگه : جلل الخالق نگاه کن سگمون داره حرف میزنه ^.^ ^___^
بابام هم یه خلال دندون دستش بود انداختش آخر پذیرایی میگه رضا ) سگشون رو میگفت( بدو بیارش !!!
خو لامصب سگ دوس داشتید سگ میخریدیت ، من که داشتم با بچه های پرورشگاه زندگیمو میکردم
مای پتسلام
امروز پنج شنبه 14 فروردين 1404
مطالب مرتبط
بخش نظرات این مطلب
لینک دوستان